خرید بک لینک
خسته بودم شب به خاطر عوض شدن جام خوب نخوابیده بودم آلودگی هوا چشمام و تنفسمو ترکونده بود مدرسه ها تعطیل بود ولی ما باید میرفتیم برای جلسه چشمامو به زور باز کردم حاضر شدم رفتم مدرسه دیدمشون حالم خوب شد تاری چشمام و تنگی نفسم برطرف شد بی خوابی شب و سردرد هم یادم رفت بهترین همکارهای دنیا رو دارممدرسه حتی بدون دانش آموز هم حالمو بهتر میکنهشکرت خدایا... پ.ن: تجربه بارها بارها بهم ثابت کرده وقتی وارد محیط جدیدی میشم وبا ادم های تازه تقابل پیدا میکنم اونی که اول از همه به دلم نمیشینه و ازش خوشم نمیاد در اینده ی خیلی خیلی نزدیک بهترین دوست و عزیز دلم میشه! شکر به خاطر بودنت دخترک شیرین

برچسب: نامه ی سی ام محمد نوری زاد, نویسنده: نوید جعفری تاريخ: پنجشنبه 9 دی 1395 ساعت: 11:10

اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش...


برچسب: نامه ی سی و یکم نهج البلاغه, نویسنده: نوید جعفری تاريخ: پنجشنبه 9 دی 1395 ساعت: 11:10

بت دخترک شیرین لحظه لحظه جلوی چشمام داره فرو میریزه...

خدایا خودت امشبو به خیر بگذرون...

برچسب: نامه ی سی و یکم نهج البلاغه, نویسنده: نوید جعفری تاريخ: پنجشنبه 9 دی 1395 ساعت: 11:10

زندگی گاهی وارد مراحل خطرناکی میشه... دقیقا از همونجا که پشتت بهش گرمه و تکیه کردی پشتتو خالی میکنه... دقیقا همون روزایی که راضی ترینی و خوشحال ترین مثل پتک یه چیزی میخوره تو سرت... باور این سه شب و اتفاقایی که افتاده هنوز برام سخت و غیرقابل هضمه... گیجم... گنگم... سردر گمم... از یه طرف نمیخوام جوری پیش بره که برسه به جایی که نباید و دوباره ضربه بخوره از یه طرف دلم نمیاد پشتشو خالی کنم از یه طرفم نگران خودمم نگران اینکه میتونم مدیریت کنم رفتار و عملکردمو یا نه دخترک شیرین کاش مثل دوماه قبل مشکلتو نمیدونستم... یا کاش حداقل میتونستم کاری بکنم برات خدایا کمکش کن بتونه کنار بیاد کمکش کنه اروم باشه

برچسب: نامه ی سیاتل,زندگی نامه ی سیاوش خیرابی,زندگی نامه ی سیمین دانشور, نویسنده: نوید جعفری تاريخ: پنجشنبه 9 دی 1395 ساعت: 11:10

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...

کاش زودتر بگذره این روزها...

برچسب: نامه ی سیاتل,زندگی نامه ی سیاوش خیرابی,زندگی نامه ی سیمین دانشور, نویسنده: نوید جعفری تاريخ: پنجشنبه 9 دی 1395 ساعت: 11:10

صفحه بندی